فضیلت و آثار و برکاتی که برای تربت حسینی است، برای هیچ تربتی و
قطعهای از قطعات زمین نیست. خاک کربلا قطعهای از بهشت است که خداوند
قادر متعال به واسطه قدردانی از یک فداکار در راه دین که تمام هستی خود را
فدا کرده، در آن خاک، برکت و فضیلت و شفا قرار داده است.
کربلایش قطعهای از جنت است باب نور و باب لطف و رحمت است
چرا تنها این خاک دارای چنین ویژگیها و آثار و برکات است؟
باید گفت: هر چیزی که در این عالم، شرافت ظاهری و یا معنوی پیدا
میکند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتی است، و یا به
خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمی است که به آن شرافت و برکت داده است.
در تربت کربلای سیدالشهدا (ع) هر دو امر محقق شده است، زیرا خاک کربلا
بنا بر روایاتی، هم شرافت ذاتی و خدا دادی، و هم امر عظیم و واقعهای مهم
در آنجا واقع گردیده که آن شهادت حسین بن علی (ع) و یاران وفادارش است،
لذا دارای فضیلت و آثاری خاص است.
آمده است که چون بر قبر امام حسین (ع) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو
نشست و اثر قبر محو گردید، یکی از اعراب بنی اسد آمد و از خاک قبضه قبضه
برداشت و بویید تا بر قبر حسین رسید، و چون او را میبوسید گریه میکرد و
میگفت: پدر و مادرم به فدایت، چه اندازه خوشبویی که قبر و تربت تو چنین
خوشبو است، سپس شروع کرد به سرودن: خواهند نهان سازند قبرش ز حبیبش
خوشبویی خاک قبر گردیده دلیلش
آری خاک مزار حسین (ع) سرمه چشم عاشقان و شیفتگانش بوده و ایشان را مجنون وار به سوی خود میکشاند.
آثار و برکاتی که میتوان برای تربت پاک حسینی برشمرد عبارتنداز:
1- تأثیر تماس اعضای بدن با تربت
یکی از آثار و برکات تربت سیدالشهدا (ع) این است که متبرک نمودن بدن و
صورت با آن تربت شریف تأثیر معنوی زیادی بر انسان خواهد گذاشت، از این رو
از بعضی بزرگان دین و امامان معصوم نقل شده که بعد از نماز ، بدن و صورت
خویش را با مهر کربلا متبرک می کنند. و نیز دستور دادهاند که قبل از خوردن
تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسیده و با اعضای بدن تماس داده شود.
قطعه ای از خاک کربلا که در موزه حرم امام حسین علیه السلام
نگهداری میشه و ظهر عاشورا به رنگ قرمز تغییر رنگ داد و شبکه کربلا این
لحظه رو به صورت مستقیم پخش کرد.
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسین (ع) را شفای هر
درد، و ایمنی از هر خوفی قرار داده است؛ پس هرگاه یکی از شما خواست از آن
خاک تناول کند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر سایر اعضای بدنش تماس
دهد...» (1)
2- سجده بر تربت
یکی دیگر از برکات و آثار خاک مزار امام حسین (ع) این است که سجده بر
آن تربت پاک حجابهای ظلمانی را کنار زده و در توجه حق تعالی به نمازگزار
مؤثر است. امام صادق (ع) در این باره میفرماید: «همانا سجود بر تربت حسین
(ع) حجابهای هفتگانه را پاره می کند»(2)
لازم به ذکر است که مراد از «حجاب» در کتاب و سنت، همان حجابهایی است
که بین بنده و خالق حایل شده و او را از شهود خداوند محجوب می سازد که در
مرحله اول، حجابهای ظلمانی و در مرحله دوم ، حجابهای نورانی بر طرف میشود
اما مراد از حجابهای هفتگانه، ظاهراً حجابهای ظلمانی است . سجده بر تربت
حضرت سیدالشهدا(ع) این خاصیت را دارد که در صورت معرفت به حق حضرت و ولایت
او، حجابها را دریده و راهگشای وصول به کمالات انسانی باشد.
سجده بر خاک سرکوی تو آرند خلایق جان فدای تو که هم قبله و هم قبله نمایی
و اما در خصوص اینکه در میان شیعه معمول است از خاک مقدس کربلا یعنی
تربت کنار قبر سیدالشهدا (ع) خاک برداشته و با آن مهر درست کرده و غالباً
در نماز، به آن سجده میکنند بدین خاطر است که از خاک زمین بوده و به تمامی
خاکها میتوان سجده کرد، و از طرفی خاک کربلا به لحاظ شهادت امام حسین (ع)
و یاران باوفایش شرافت پیدا کرده است ، به طوری که اهل بیت (ع) نیز به ما
فرمودهاند در هر نمازی که سجده بر تربت کربلا باشد خداوند آن نماز را به
خاطر آن حضرت قبول میکند. چنانکه حضرت صادق (ع) از خاک کربلا درون
کیسهای ریخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن کیسه را باز میکرد
و بر آن سجده مینمود.
3- شفا یافتن
از جمله آثار و برکات قطعی تربت پاک سیدالشهدا (ع) شفا بودن آن برای
دردهاو آلام انسان است. روایاتی که دلالت بر این امر دارند به سه دسته
تقسیم میشوند:
دسته اول: روایاتی است که شفا بودن را برای تربتی که از خود قبر شریف
برداشته شود مخصوص کرده است ، چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «به درستی که
نزد سر حسین (ع) تربت سرخی است که شفای هر دردی غیر از مرگ می باشد» (3)
دسته دوم: روایاتی است که با تعبیرات مختلف توسعهای از بیست ذراع تا
پنج فرسخ و یا ده میل را برای آن قائل است. چنانکه امام صادق (ع) فرمود:
«حریم مزار حسین (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است »(4)
دسته سوم: روایاتی است که به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح
نمودهاند . چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «خاک مزار امام حسین (ع) برای هر
دردی شفاست». (5)
تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین
و نیز امام رضا (ع) فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت
خوک، حرام است مگر گل مزار حسین (ع) ، بدرستی که در آن شفای هر درد و
امنیت از هر ترسی است» (6)
حکایت: عالم زاهد پرهیزگار حجةالاسلام و المسلمین مرحوم آقای حاج شیخ
محمد حسن عالم نجف آبادی قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم
آیة الله آخوندی خراسانی (ره) که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و
این بیماری مدتی طول کشید و پرستاری مرا بعضی از طلاب در همان حجره مدرسه
بر عهده داشتند . پس از چندی بیماری من به قدری شدید شد که اطبا از شفا
یافتنم مأیوس شدند و دیگر برای معالجهام نیامدند، و من در حال تب شدید
گاهی بیهوش میشدم و گاهی به هوش می آمدم.
یکی از رفقا که مرا پرستاری میکرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیة
الله آقای حاج علی محمد نجف آبادی قدس سره مقداری از تربت اصلی حضرت
سیدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وی خواسته بود که
قدری از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود :
من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم
بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا که ما از همه جا مأیوس شده و
به شما پناه آوردهایم شما هم از دادن تربت خودداری میکنید؟ این بیمار در
حال احتضار است و میمیرد.
مرحوم آیة الله آقای حاج علی محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدری از
آن تربت که از جان خودش عزیزترش می داشت به آن شخص داده بود . تربت را با
آب مخصوصی که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند . من که در
حال بیهوشی به سر میبردم ، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا
اطراف بسترم نشستهاند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که
به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.
کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتی به خود داده نشستم ،
دیدم نشاط بیشتری دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین کردم که به برکت
ترتبت مقدس امام حسین (ع) شفا یافتم حال خوشی پیدا کردم و به رفقا گفتم :
از شما خواهش می کنم که از حجره بیرون بروید، چون میخواهم زیارت عاشورا را
بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف
با آن حال خوشی که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا
(ع) شدم » (7)
آری ، شفای بیماران به وسیله تربت آن حضرت یکی از برکاتی است که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (ع) به وی عطا فرموده است .
تربتت راز شفای همه درد است حسین تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب
4- تأثیر کام برداشتن اطفال با تربت
کام برداشتن اطفال با تربت امام حسین (ع) موجب ایمنی کودک می شود چنانکه امام صادق (ع) فرمود:
«کام فرزندانتان را با تربت حسین (ع) باز کنید که آن امان است » (8)
5- تأثیر تربت حسین، همراه جنازه
صاحب کتاب «مدارک الاحکام» می نویسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن
زاینهای بود، بچههایی که از زنا بدنیا می آورد در تنور میانداخت و
میسوزانید. وقتی که مرد، پس از غسل و کفن او را به خاک سپردند، اما زمین
جنازهاش را بیرون انداخت. جای دیگر او را دفن کردند باز زمین او را
نپذیرفت تا سه مرتبه، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسک شد: ای پسر
پیغمبر به فریادم برس.
فرمود: کارش چه بود؟ عرض کردند زنا و سوزاندن بچههای حرامزاده.
فرمود: هیچ مخلوقی حق ندارد مخلوقی را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق
است عرض کرد حالا چه کنم؟ فرمود: مقداری از تربت حسین (ع) با او در قبر
بگذارید. تربت حسین (ع) امان است. همراهش گذاشتند زمین او را پذیرفت.
در توقیع مبارک حضرت حجة بن الحسن (عج) نیز اذن داده شده است . یکی از
شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغری توسط نایب خاص حضرت ) مینویسد: آیا
جایز است ما تربت حسین (ع) را با میت در قبر بگذاریم، یا با تربت حسین روی
کفن بنویسیم؟
حضرت در پاسخ مرقوم میفرمایند: هر دو کار پسندیده است . البته باید
رعایت احترام تربت بشود . مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد ، بلکه
به برکت خاک قبر حسین (ع) قبر میت محل امنی از هر بلا و آفت و عذابی گردد
(9)
6- تسبیح تربت
از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده که فرمود: «هر کس تسبیح تربت امام
حسین (ع) را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته
میشود». (10)
و امام صادق فرمود: «یک ذکر یا استغفار که با تسبیح تربت حسین (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود»(11)
------------------------------
پی نوشتها:
1- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033
2- کافی، مرحوم کلینی، ج 4 ص 588
3- کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 272
4- مکارم الاخلاق، طبرسی، ج 1 ص 360
5- کافی، مرحوم کلینی، ج 1 ص 360
6- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 6 ص 74
7- نقل از کتاب سید الشهدا آیت الله شهید دستغیب، ص 166
8- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033
9- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033
10- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44 ص 280
11- نقل از کتاب درسی که حسین (ع ) به ما آموخت شهید هاشمی نژاد، ص 451
نام مبارک امام حسین علیه السلام با محرّم
پیوند خورده و جان فشانی او و 72 یار باوفایش، به محرم، روح و حیات دمیده
است و این ماه برای شیعیان و عاشقان سید و سالار شهیدان از سال 61 هـ . ق
تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است.
کربلا، نامی است که از گذشته های دور به
یادگار مانده. از آن زمان که حضرت ابراهیم علیه السلام در مسیر هجرتش از
سرزمین «اُور» به مکّه، پس از عبور از کناره رود فرات به سرزمین پُر برکت
کربلا رسید و در آنجا به عبادت خداوند پرداخت.1
واژه کربلادرباره این واژه سخنان و گفته
های فراوانی وجود دارد؛ کربلا به یک معنا سرزمین بلا و مصیبت خوانده شده
است. این واژه ترکیب شده از «کار» به معنای نجات و «بلاه» به معنای حیات و
اَمان؛ یعنی: یافتن حیات. این مفهوم2 هماهنگ با روایتی است که می گوید:
کربلا، بقعه ای است که خداوند در آن نوح و کسانی را که به او ایمان آورده
بودند، نجات داد.3
کربلا به زبان آرامی به معنای «سرزمین
خدا» است.4 در قرآن کریم خداوند نجات حضرت موسی علیه السلام، هارون و قوم
بنی اسرائیل را از دست فرعون و ظلمهای او در حقّ ایشان، با تعبیر «کَرْب»
(نجات از بلای عظیم) بیان می کند: وَ نَجَّیناهُما وَ قَوْمَهُما مِنَ
الْکَرْبِ الْعَظیمِ صافات/115. واژه کَرْب، چهار بار در قرآن مجید آمده
است.5
اوصاف امام حسین علیه السلامقرآن کریم،
انبیای الهی را هدایتگر مردم به امر الهی در پرتو صبر و یقین و عبادت معرفی
می کند: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَینا
إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ ایتاءَ الزَّکاةِ وَ
کانُوا لَنا عابِدینَ أنبیاء/73؛ وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ
بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِایاتِنا یوقِنُونَ سجده/24.
امام حسین علیه السلام مظهر این وصف
برجسته انبیای الهی است. از این رو، پیامبر اکرم او را مصباح و چراغ فروزان
هدایت معرفی کرده است: «إنّ الحسین مِصباحُ الهدی و سَفینَةُ النّجاةِ»6.
1. امر به معروف: قرآن می فرماید: شما
بهترین امّت هستید، در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر کنید: کُنْتُمْ
خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ
تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ آل عمران/110.
حضرت سیدالشهدا نیز در هدف از قیام خود می
فرماید: من برای احیای امر به معروف و نهی از منکر خروج کردم؛ « إنّما
خَرَجْتُ بِطَلَبِ الإصلاحِ فی أُمَّةِ جَدی محمد أُرید أن آمُر بالمَعروف
وَ انهی عَنِ المُنکر».7
2. معلّم عزّت و عمل صالح: قرآن مجید می
فرماید: هر کس خواهان عزّت است، عزّت در پرتو ایمان و عمل صالح پدید می
اید: مَنْ کانَ یریدُ الْعِزَّةَ فَلِلّهِ الْعِزَّةُ جَمیعًا إِلَیهِ
یصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ یرْفَعُهُ فاطر/10.
امام حسین علیه السلام در قیام خود در کربلا، طالب عزّت بود و گریزان از
ذلّت: «هَیهاتَ منِّی الذّلّة».8
3. معلّم ایثار و انفاق: لَنْ تَنالُوا
الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ آل عمران/92؛ به مقام نیکان
نایل نمی شوید، مگر با انفاق برخی چیزهایی که دوست دارید. امام حسین علیه
السلام در روز عاشورا تمام آنچه را که در اختیار داشت و همه آنها محبوب او
بود، در راه خدا انفاق کرد.
4. صاحب نفس مطمئنّه: یا ایتُهَا
النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیةً مَرْضِیةً؛
فَادْخُلی فی عِبادی؛ وَ ادْخُلی جَنَّتی فجر30-27. امام صادق علیه السلام
فرمودند: سوره مبارک فجر را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید؛ زیرا این
سوره مبارک در شأن امام حسین علیه السلام است. شخصی علّت آن را جویا شد،
حضرت در پاسخ فرمودند: به دلیل آنکه امام حسین علیه السلام صاحب نفس
مطمئنّه بود که خداوند از او راضی و او از خداوند راضی بود. (و یکی از
مصادیق بارز این آیه شریف، امام حسین علیه السلام است)9
5. خوف و خشیت الهی: قرآن مجید در وصف
انبیا می گوید: پیامبران پیشین کسانی بودند که در تبلیغ رسالت الهی، از خدا
می ترسیدند و از هیچ کس دیگر هراسی نداشتند: الَّذینَ یبَلِّغُونَ
رِسالاتِ اللّهِ وَ یخْشَوْنَهُ وَ لا یخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللّهَ
أحزاب/39. امام حسین علیه السلام نیز دارای این دو خصیصه برجسته است:
1. تنها از خداوند می ترسید. در دعای عرفه
می فرماید: « اللهم اجْعلنی أَخشاکَ کَأنّی أراک»؛ خدایا! مرا آن گونه
قرار ده که از تو بترسم، آن سان که گویی تو را می بینم.
2. از غیر خدا نمی ترسید. امام حسین علیه
السلام می فرماید: اگر در دنیا، هیچ پناهگاهی نداشته باشم و کسی مرا حمایت
نکند، من با یزیدبن معاویه بیعت نخواهم کرد: «لَو لَم یکُن لِی مَلْجَأَ وَ
لا مَأوی لَما بایعْتُ یزیدُبنُ مُعاویة»10 آزمونی بالاتر از آزمون حضرت
ابراهیم: وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
قالَ إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِمامًا بقره/124؛ و (یاد آور) هنگامی که
ابراهیم را خداوندش، با کلماتی بیازمود و او (ابراهیم) در همة آنها موفّق
شد (آنها را به اِتمام رساند). خداوند گفت: تو را امام مردم قرار می دهم
... .
آزمونهای ابراهیم علیه السلام عبارت بودند
از: امتحان ذبح اسماعیل، ساکن کردن هاجر و نوازش اسماعیل در جوار کعبه در
سرزمین بی آب و گیاه و آزمون او در لحظه فرو افتادن در آتش نمرودیان و ... .
کسی که به حماسه های عظیم عاشورا چشم بیندازد، دشوارتر بودن آزمونهای حضرت حسین علیه السلام را لمس می کند:
ـ به قربانگاه بُردن جوان و نورس و خردسال شیر خوار
ـ اِسکان زنان و کودکان در قلب سی هزار انسان شیفته زندگی زوال پذیر دنیا
ـ اِتّکا و اِتّکال به خداوند، حتّی در قتلگاه در قالب نیایش عاشقانه و رضایت مندانه.
و دهها آزمون دشوار دیگر که در واژه واژه این تاریخ درخشان رخ می نماید.
بخشی از اسرار توجّه دادن مردمان به این
روز و این حادثه، همین پایداری بر پاکی و بروز غیرت و هویت انسانی و اسلامی
و پیامهای بی شماری است که در این واقعه بروز دارد.
6. پیشتازی و پیش دستی در نیکیها: فَاسْتَبِقُوا الْخَیراتِ مائده/48 ؛ در خوبیها بر یکدیگر پیشی بگیرید.
در روایت معروفی آمده است: «بالاتر از هر
نیکی، نیکی دیگری هست؛ اما اگر که انسانی در راه خدا به شهادت برسد، بالاتر
از آن چیز دیگری نیست.» این خیر بزرگ شهادت، آن چنان جلوه گری می کرد و
مشتاقان را به سبقت از یکدیگر در عرصه آسمانی نینوا می کشانید که تا یاران
امام حسین علیه السلام زنده بودند، اجازه نمی دادند که یک نفر از خاندان
بنی هاشم، پای به میان بگذارد و فرزند برومند حسین، علی اکبر، در میان بنی
هاشمیها سبقت می گرفت و هر کدام بر دیگری پیشی می جستند.
به راستی، شایسته است که عاشقان و یاران حسینی نیز از سیره اصحاب آن امام همام الگو بگیرند؛ «تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مُجمل».
7. عارف به قرآن: سیدالشهداء علیه السلام
فرمود: القرآن ظاهرهُ أَنیقُ و باطِنُه عَمیقٌ؛ قرآن، ظاهرش زیبا و شگفت
انگیزست و باطنش ژرف و عمیق.11
همان طور که قرآن صامت از ظاهری شگفت و
باطنی ژرف برخوردار است، وجود امام حسین علیه السلام به عنوان قرآنی ناطق
از همین شگرفی و ژرفی در ظاهر و باطن و صورت و سیرت برخوردار است و ما در
زیارت ناحیه مقدّسه در اوصاف آن امام می خوانیم: «و عَظیم السّوابق ...»12؛
تو دارای برتریهای با عظمت هستی.
8. دوستدار واقعی قرآن: امام حسین علیه
السلام می فرماید: «خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست می
دارم».13 در شب عاشورا که امام حسین علیه السلام به تلاوت قرآن مشغول بود،
گروهی از لشگریان پسر سعد برای اطّلاع از احوال امام حسین علیه السلام و
یاران از او نزدیک خمیه ها آمدند و ملاحظه کردند که امام با یک صورت ملکوتی
و جذّاب ؛ ایاتی از سوره آل عمران را تلاوت می کند.14 امام حسین علیه
السلام در ظهر عاشورا نیز در بحبوحه جنگ، نماز را به همراه یارانشان در
کربلا اقامه می کنند.
9. اِحیاگر قرآن: از آنجا که قرآن کریم
بعد از پیامبر به دست اُمویان و عوامل آنها مطابق میل و منافعشان تفسیر می
شد، امام حسین علیه السلام رسالت اِحیای قرآن را با پیام بلند عاشورا آغاز
کرد. این بار قرآن از حنجره امام حسین علیه السلام تلاوت شد و رسوم جاهلیت
را در هم شکست و خفقان جامعه آن روز مسلمانان را از بین بُرد و ایشان را از
خواب غفلت بیدار کرد. خود ایشان درباره احیاگری قرآن می فرماید: «شما را
به زنده ساختن ایات قرآن و از میان بُردن بدعتها فرا می خوانم. اگر دعوت
مرا بپذیرید، به راه راست و هدایت خواهید رسید.»15
پی نوشت ها:1. فی رحاب ائمه اهل البیت، ایت الله محسن امین، ج3، ص 101.
2. معجم علامات آشوری، شماره 366.
3. بحارالانوار، ج 101 ، ص 33.
4. القرآن و علم الآثار، سیدسامی البرری، ج 1، ص 25 ـ 23.
5. صافات/ 76، 115؛ انعام 64/ انبیاء 76.
6. بحارالانوار، ج 36، ص 205.
7. نفس المهموم، ص 45.
8. بحارالانوار، ج 45 ، ص 83.
9. همان، ج 24 ،ص 93.
10. همان، ج 89 ص 328.
11. همان ج 44 ، ص 329.
12. نفس المهموم ص 7.
13. العترت و القرآن، ص 97.
14. الإرشاد و المفید، ج 1 ،ص 232، 601.
15. کلمات قصار امام حسین علیه السلام، ابوالقاسم حالت، ص 75.
چقدر این شب های بی قراری دلگیرند

دلم دوباره مدام بهانه می گیرد
دلم باز بی تابی می کند 
شاید پر پر شدنت را دلم بهانه گرفته است
شاید دلم دوباره بی تاب بارگاه ملکوتیتان شده است
آقای من
مولای من
این شب ها دلم می خواهد همنوا با زیارت عاشورا، با بغضی که این روزها به
گلویم چنگ انداخته چون شب های گذشته فریاد بزند، دوست دارم برای هزارمین
بار چشمانم را ببندم و دلم را راهی کنم به سوی بارگاهتان ،به سوی بین
الحرمین و بگویم مرا یاری جز شما نیست.
ای آقای من
ای مولای من
آری
بگذارید بگویم:
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
باید بروم
آری باید بروم به سرزمینی دور 
سرزمینی که قلب م?منین در آنجا جامانده است
سرزمینی که این روزها میزبان عاشقان شماست 
عاشقانی که از هر سوی دنیا با هر وسیله ایی به سوی شما می شتابند تا بیعتی دوباره را با مولای شهیدشان تجدید کنند
سرزمینی که هنوز ندای هل من ناصر ینصرنی از آن به گوش می رسد.
سرزمینی که هنوز فراتش شرمنده سقای صحرای کربلاست 
شرمنده اسرای کربلاست
گویی دیگر او را یارای جوشیدن و خروشیدن نیست
چگونه می تواند بخروشد در حالی که مولایمان حسین و یارانشان تشنه لب به دیدار رسول خدا شتافتند 
سرزمینی که گویا خورشیدش نیز هنگام تابیدن بر آن شرمنده است
سرزمینی که حالا سنگریزه ها و خارهایش هم از وجود خود شرم می کنند.
مولای من شما اهل رفتن بودید. 
آن روز که شما و یارانتان در آنجا برای پرچمداری از دینمان پا گذاشته
بودید، چه ناجوانمردانه آب را به رویتان بستند. چه گمراه بودند، فکر می
کردند شما تشنه آب هستید، نمی دانستند تشنگی دنیوی برای شما معنایی نداشت،
نمی دانستند شما تشنه حفظ دین و هدایت کسانی بودید که شکم هایشان و گوش
هایشان از حرام پر شده بود.
آن ها نمی دانستند چقدر دلتان می خواهد دست از ستیز بردارند و کمی به سخنان شما گوش فرا دهند.
نه اینکه تیری سه شعبه بر گلوی شش ماهه شما بنشانند.
اصلاً انگار یادشان رفته بود شما برای جنگ با کسی به کربلا نرفته بودید.
تنها می خواستید به هزاران نامه ای که از سوی کوفیان به دست شما رسیده بود مبنی بر اینکه خلیفه شان باشید، پاسخ مثبت دهید، همین.
کاش، کاش نامه مسلم کمی زودتر به دست شما می رسید.
چه خوش سعادت بودند اما کسانی که این موضوع را فهمیده بودند، مثل حر، زهیر و ...
چقدر به حالشان غبطه می خورم.
در پیشگاه پروردگار چه کرده بودند که لیاقت در رکاب شما بودن را یافته
بودند؟ کسانی که ابتدا مقابل شما بودند اما در اخر در آغوش شما به شهادت
رسیدند. 
آری می دانم دلشان، دلشان با اهل بیت شما بود. چون پاک بودند، راه هدایت
را یافتند، صدایتان راشنیدند، صدایتان را نه با گوش جسم که با گوش جان و
دل شنیدند.
می خواهم بیایم. 
می خواهم بیایم به همان سرزمینی که روزی حتی از به خاک سپردن شما هم دریغ کردند.
می خواهم به سرزمینی بیایم که اسب ها بر بدنتان تاختند 
آری می خواهم به کربلا بیایم می خواهم از نزدیک حس کنم
آری دلم بی تاب شده است، دلم می خواهد گوش کند، ببیند لمس کند
دلم می خواهد در کربلا کنار بارگاه شما آرام شود. 