پدر
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
من چنان بی پر شدم از دوری ات
می سرایم نغمه ای در دوری ات
آفتابم ای دریغ از روی گل
ابر هجران می چکد در دوری ات
من خزانم پر گل از روی تو بود
در بهاران زرد و خشک از دوری ات
تا به هجران می سپارم روزگار
می طراود بوی غم در دوری ات
من ندانم قصه ناهید و مهر
بلبلم بی باغ و گل در دوری ات
در زمین روی هزاران لعبت و
کور بی پا و سرم در دوری ات
گوش بر آواز مرغان میدهم
نا امیدی نیست اندر دوری ات