شهادت امام محمد تقی(ع)
خانه ی دل از غم آن آشنا آتش گرفت
یا که گویم قلب او هم از جفا آتش گرفت
زهر کینه هم چو میخی روی سینه جا گرفت
سینه و قلب و همه جای شما آتش گرفت
جود و احسان
یکی از سیره های اخلاقی امام محمد تقی میباشد .معروف ترین لقب پیشواي نهم
شیعیان جواد است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطاي فراوانش به این نام
خوانده اند که برگرفته از نام هاي زیباي پروردگار متعال است. در فرازي از
دعاي امام صادق(ع) مي خوانیم: أَنتَ اللّهُ لا اله الاّ أنْتَ الجَوادُ
الماجِدُ6. و در فرازي از دعاي روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان، همنوا با
امام زین العابدین(ع) مي خوانیم: یا اللّهُ یا جَواداً لا یَبْخَلُ یا
اللّهُ لَکَ اْلأسْماءُ الْحُسني 7؛ خداوندا! اي بخشنده اي که در او بخل
راه ندارد. خداوندا! تو داراي نام هاي زیبا هستي! نام جواد یادآور جود و
بخشش و احسان پروردگار متعال است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقي(ع)
تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در اذهان زنده مي کند.
1.
علي بن مهزیار مي گوید: حضرت امام محمدتقي(ع) را دیدم که نماز واجب و غیر
واجب خود را در یک قباي خز طاروني به جا مي آورد و براي من هم قباي خز
دیگري بخشید و فرمود: این لباس را من در موقع انجام نماز پوشیده ام. و به
من فرمود: این لباس اهدائي را در هنگام نماز خواندن بپوش.
2. امام
جواد(ع) در کمک رساني به محرومان و درماندگان نهایت تلاش خود را به عمل مي
آورد و تا حدّ امکان به آنان کمک مي کرد. محمد بن سهل بن یسع قمي از افرادي
است که به افتخار دریافت لباس متبرّک از امام نهم(ع) نائل آمده است، او در
این مورد مي گوید: من در شهر مکه مجاور بودم. از آن جا به مدینه آمده و به
حضور امام جواد(ع) رسیدم. در نظر داشتم که از آن امام عالیقدر در خواست
کنم که به من لباسي به عنوان تبرّک عنایت کند، اما فرصت نشد و از محضرش
خداحافظي کرده و بیرون آمدم. در پیش خود گفتم: حالا که حضوراً نتوانستم
خواسته ام را به آقا بیان کنم، پس طي نامه اي از محضر آن گرامي خواسته ام
را طلب مي کنم. نامه اي نوشته و تقاضایم را در آن اظهار کردم. سپس تصمیم
گرفتم که به مسجد رفته و دو رکعت نماز بخوانم آن گاه صد مرتبه به درگاه
الهي استخاره نمایم، اگر به دلم افتاد، که نامه را به حضورش مي فرستم و اگر
نیفتاد، نامه را پاره کرده و به دور بریزم. نماز را خواندم و بعد از نماز
به دلم افتاد که نامه را به حضورش نبرم و آن را پاره کرده و از شهر مدینه
بیرون آمدم و در همین موقع که به راه افتاده بودم، پیکي از راه رسید و
لباسي را که در بقچه اي پیچیده بود، به همراه داشت. او از اهل کاروان از
محمد بن سهل قمي مي پرسید تا این که به من رسید و مرا شناخت. به من گفت:
مولاي تو! (امام جواد(ع)) این لباس را برایت فرستاده است. لباس هاي تقدیمي
امام، دو لباس نرم و نازک بودند. احمد بن محمد گفته است: محمد بن سهل از
دنیا رفت؛ من غسل دادم و در آن دو لباس اهدائي امام(ع) او را کفن کردم.
منبع:سایت اداره کل امور فرهنگی دانشگاه صنعتی اصفهان
«مصیبت امام جواد»
در دل با کردگار حى سبحان مى کند
بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دین
شعله بر جان مى زند دل را پریشان مى کند
گاه مى پیچد ز درد و گاه مى نالد ز غم
گاهى اظهار عطش با قلب سوزان مى کند
دختر مامون چو خواهد کس نگردد با خبر
حجره را بر زاده ى طاها چو زندان مى کند
در میان حجره در بسته آن آیات حق
راز دل با کردگار خویش عنوان مى کند
آن امام نهمین مینالد از سوز عطش
لیک یاد از غربت شاه شهیدان مى کند
او غریبانه دهد جان در دیار بى کسى
در جنان بهرش فغان شاه خراسان مى کند
تا سه شب آن پیکر قرآن ناطق را عدو
همچو گنج پر بها در خانه پنهان مى کند
چون نهد جسم شهنشاه مبین در آفتاب
چهره خورشید را سوزان و تابان مى کند
کربلایى شرح وبست این مصیت را مگو
ورنه زهرا در جنان گیسو پریشان مى کند
منبع:سایت امام هشت